اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
122
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
آنجا از براى توقف جاى بسيار خوبى بود . از اين محل سزاوار ، ممكن بود كه ما دورنماى شهر را برداريم . اما چون مداد و قلم نقاشى همراه نداشتيم و در پايين براى چيدن تخم نباتات زياد معطل شديم ، وقت و مجال نبود . همچنان معطل شديم از براى گرفتن سوسمارى كه بهنظر ما بسيار عجيب آمد و در پشت ، چيزى مانند سپر داشت . تمام جسدش از پا كبود و سياه رنگ بود و نشان اشهب و زردفامى در پشت داشت . دمش را حلقههايى متبادله از سياه و سفيد بود . اين سوسمار از جنس سوسمارى است كه « اغام » « 33 » گويند . چنان مىدويد كه گرفتنش كمال صعوبت را داشت . اطراف اصفهان را كه ما گشتيم ، بعد از مراجعت از فرحآباد ، بهنظر ما چنان آمد كه بيشتر از شهر قم گرفتار مصائب و مبتلاى ملالت و دچار حوادث شدهاند . در زمان گذشته دهاتى بسيار آباد و با جمعيت داشتند ، چنانچه شاردن گفته ، در مساحت ده فرسخ دايره ، هزار و پانصد خانه بوده و عماراتى محتشم و خانههايى با تفرّج و نزهتگاه و باغهاى كثيرالاشجار بسيار و باسليقه بوده است كه اكنون هيچ از آنها چيزى به جاى نمانده است . عمارات و تفرّجگاهها كه اسباب زينت آن نواحى بود ، همگى معدوم شده است . دهاتى كه موجب تموّل و ثروت بودند ، تمام خراب شده ، الّا چند خانهء روستايى و زراعى چند كه براى كفايت مصارف شهر باقى مانده است . باوجود اينها باز بلوكات اصفهان خصبترين و حاصلخيزترين مملكت ايران است . زراعت را آبيارى مىكنند ، بواسطه آب زايندهرود و بواسطهء آب قنات . چون مقدارى كم زمين را حفر نمايند ، آب بيرون آيد . همچنان بواسطهء آبهايى كه از كوههاى نزديك جارى مىشود ، برنج و گندم و جو و لوبيا و عدس و ذرت و غيره از حبوبات و عسل دارد . فواكه و سبزيها از هر جنس به فراوانى به عمل آيد . پنبه و تنباكو و روناس و كنجد و كرچك و زعفران نيز از محصولات اينجا باشد . اما انگور چنانچه در شيراز فراوانست ، در اينجا نيست . زمستان شروع نمىشود ، مگر در ماه ژانويه ، مطابق با اوايل جدى . گرماى تابستان محسوس نشود ، الّا در دو ماه ژوئيه و اوت ، مطابق با اوايل سرطان و اسد . هنگامى كه ما به اين شهر رسيديم ، اعتدال هوا در نهايت كمال بود . ميزان الهوا در تقسيم « راومور » روزها مستمرا ميان چهارده و پانزده درجه ، و شبها ميان هفت و هشت درجه بود . اولين باران عادتا در اواسط ماه نوامبر ، مطابق با اواخر عقرب ، نازل شود و به كثرت بارد . چند روز شود كه منقطع نگردد . در
--> ( 33 ) . اغام - نوعى سوسمار كه در آمريكا يافت مىشود .